دهکده خاطرات

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 92/03/03 و ساعت 10:47 |

به گزارش روابط عمومی فرمانداری شهرستان پارسیان خسروی رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری پارسیان گفت: هدف از اجرای این پروژه کنترل سیل و تغذیه سفره های زیر زمینی است و با اعتباری معادل بر 3500 میلیارد ریال اجرا می گردد.

قابل ذکر است ارتفاع این سد 12 متر ، طول تاج 65 متر ، حجم عملیات ملاتی 4400 متر مکعب، مدت اجرا 5 ماه و منبع محل اعتبار آن استانی می باشد.

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 91/01/14 و ساعت 16:15 |

 الله بزن بارون به قلم سالم توکلی

اشعار و ادبيات عاميانه در فرهنگ هاي محلي گذشته از آنكه يادآور خاطره ها و صميميت هاي گذشته است  مي تواند نشاني از نحوه ي تفكر و شيوه ي زيست گذشتگان ما را نيز در خود داشته باشد.گذشتگان آرزوها وعقايدشان را معمولا در قالب مجموعه اي از اشعار شروه ها لالايي ها و ابياتي كه در مراسم جشن و عروسي خوانده مي شده بيان مي كرده اند.آنچه را كه ما امروز به عنوان فرهنگ عاميانه يا فولكلور مي خوانيم.

در سال هايي كه باران دير مي كند مراسمي به نام "الله بزن بارون" در منطقه ي گاوبندي از دير باز برگزار مي شده است.در اين مراسم كه معمولا شب ها برگزار مي شود گروهي از بچه ها يا زنان به درب خانه ها مي روند و اشعار محلي با وجه  دعايي را براي طلب باران مي خوانند.و در پايان معمولا قند يا شكري از طرف صاحبخانه به آنها داده مي شود.كه در اين صورت همه با هم مي گويند:"خونه ي گچي پر هميچي" كنايه از آنكه خانه اتان هميشه نو و پر از خير و بركت باد.اينك مي خواهيم نگاهي ديگر به اين اشعار داشته باشيم تا ببينيم  اين ابيات نشان از چه عقايدي نزد گذشتگان ما داشته است.

مناطق جنوب همواره مناطق كم آب و كم باراني بوده است.انسان ها هميشه چشم به آسمان داشته اند و رزق و روزي خود را در ريزش رحمت خداوند جستجو مي كرده اند.با توجه به آنكه گاوبندي از بدو پيدايش يك منطقه ي كشاورزي بوده است و ساكنان اوليه كه در بردول مي زيستند  اين منطقه را حاصلخيز تشخيص داده و به كشاورزي مشغول شدند و رفته رفته در كنار زمين هاي كشاورزي اشان سكونت گزيدند.بنابراين طبيعي است كه زندگي ساكنان اي ديار سخت وابسته به آب و ريزش باران بوده است. سال هاي متوالي كم باراني سال هاي قحطي و نداري و بي چيزي بوده است و اين موجب مي شده انسان اينجايي همواره چشم به آسمان داشته باشد و همه چيز را از خداوند طلب كند و اين خود به خود موجب مي شده وجه ديني زندگي پر رنگ شود.اين است كه ما مي توانيم نام خدا و پيامبر را در بسياري ابيات عاميانه ببينيم."الله بزن بارون/جبار بزن بارون/يارب به حق احمد/نوم خوش محمد/يارب بزن تو بارون/يارب تو كرده كاري /رزاق مور و ماري/بخشنده ي گناهي /يارب بزن تو بارون/يارب به حق پيمون/نوم خوش سليمون/يارب بزن تو بارون "

زندگي كشاورزي بي نيروي گاو نر ممكن نبوده است .مي دانيم كه آبياري مزرعه در اين منطقه بوسيله گاوچاه انجام مي شده است .در نبود تكنولوژي قدرت گاو بوده كه آب را با دول هاي بزرگ از چاه بيرون مي آورده است بنابراين در دوره ي خشكسالي گاوها هم ناي حركت ندارند."گاي نر سر چاه/افتاده بر سر راه/يارب بزن تو بارون "   يا در جاي ديگر آمده:"اي گاهاي نر و ماده/تو كيچه ها* فتاده/سر بر زمين نهاده/يارب بزن تو بارون"     در سال هاي نداري هركس به فكر خود است  تا  تكه ناني يا دانه اي خرما به دست آورد و زنده بماند و ديگر نزديك ترين كسش را هم به ياد نمي آورد:"مادر از بچه بيزار/خيزون به كنج ديوار/يارب بزن تو بارون"   كشاورزي عمدتا غله كاري بوده است چرا كه نان قوت غالب مردم آن روزگار بوده است و البته گندم همواره تقدس خود را داشته است."يك من غله داشتم/تو يك كلي* كاشتم/گفتم خدا برو* با/صد من غله مگير با*"   در پايان نام پسر بزرگ خانه را آورده و براي او آرزوي دامادي مي كنند مثلا اگر نام پسر احمد باشد اينگونه مي گويند:"احمد كه دما موكه*/ري سينش طلا موكه*/از خونه جدا موكه*/الله بزن بارون /جبار بزن بارون " در روستاهاي مجاور ابيات ديگري نيز با لهجه اي متفاوت خوانده مي شود كه  نگاهي نيز به آنها مي اندازيم. در هنگامه ي نداري و بي چيزي و ناتواني  عيش و تماشا و عروسي هم سر نمي گيرد :"دختر ها گرد هستن/بي شوهري نشستن/دل به اميدت بستن "  در اين ابيات آرزوها و اميدها هم به نحوي ظريف و زيبا بيان مي شود .آرزوي روزي كه باران و بهار آيد.زمين كه بارور شد چهره ها مي شكفد و جسم ها تواني مي گيرد و انبساط خاطري فراهم مي آيد و دلدادگان به هم مي رسند عروسي ها از سر گرفته مي شود و آنگاه نوبت باروري زنان مي رسد وچون نگاه مردسالانه بر جامعه حاكم است آرزوي آن دارند كه زن خانه اول صاحب پسري شود." بارون بهار انده*/از كوش و شمال انده/داست ها تيز هاكنيم/غله چون دوار* انده/بي بي چرا حيروني/ وازواكو* در گوني/فاطمه يه پسي باره*/بعدش يه دتي* باره/الله بزن بارون/جبار بزن بارون/يه خونه ي نو كردم/ انبار پر جو كردم/توي كيچه تش* كردم/اي سيرمه ها* چش كردم/الله بزن بارون / جبار بزن بارون. "

توضيحات

كيچه:كوچه      كل:گود      برو(به ضم ب)با:باران بيايد        مگير با:گيرم بيايد      دما موكه:دامادش كرديم       ري سينش طلا مو كه:روي سينه اش را با طلا تزيين كرديم       از خونه جدا موكه:از خانه ي پدر جدايش كرديم    انده:آمده    دوار:ديوار   وازواكو:باز كن     پسي باره:صاحب پسري شود        دت:دختر      تش:آتش         سيرمه:سرمه

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 90/10/11 و ساعت 14:21 |
شنیدین میگن دوری و دوستی؟

یک سوال:در رابطه با ((داداملاکو ))و(( گش گلیمو ))چه می دانید؟

لطفاْ دانسته های خویش را در قسمت نظرات وبلاگ درج نمایید.

 

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 89/10/16 و ساعت 8:38 |

حال و هوای عید در هشنیز(هتماً بخوانید)

ماه مبارک رمضان روزهای آخرش را سپری می کرد.صحبت از روز عید بود.زن ها هم بد جور مشغول خونه تکونی و جارو کردن کوچه های خاکی جلو درب حیاتشان بودند.مردها هم برای خرید شیرینی و لباس سر از  لامرد و پارسیان در می آوردند.جوانان هم مثل همیشه به دنبال بهترین لباس و خوشتیپ شدن خودشان بودند.( و بعضی ها رفاقت و صمیمیتشان حکم می کرد که تیپشان یکی باشد!)

خلاصه شب  عید فرا رسید

زباله های کوچه پس کوچه های روستا با تراکتور (دهیاری)جمع شده و از تمیزی داشتند برق می زدند.همه استرس خاصی داشتند.همون استرس طبیعی روز عید که مبادا چیزی از غذا و شیرینی کم باشه.

آخر شب بوی غذای عید به مشام میرسه .خودشه همون غذای سنتی  مردم منطقه جنوب ایران یعنی "هریسه".که گفته میشه حتی تو سفره ی شاه هم بوده!

صبح عید  که صدای الله اکبر الله  اکبر  از مناره ی مسجد تو فضای خوش کوچه ها می پیچیده و عطر خاصی به اونا می داده ،تو خانه های پر جمعیت هر کدام دوست داشت زودتر دوش بگیرد و راهی مسجد شود.(به دعوا هم میرسید!!؟؟.نمی دونم نمی دونم..شاید)

بوی غذای خوش از یه طرف و بوی عطوفت ومهربانی از طرف دیگر در روستا پیچیده بود.

وای روستا چقد دوست داشتنی شده بود! همین جا بود که دوان دوان از خانه زدم بیرون .

بعد از تموم شدن نماز عید مثل همیشه خطیب بالای منبر رفت و خطبه هایش را خواند .

دوربین های دیجیتال و از این قبیل  تو  مسجد به چشم می خورد.همین عکسها هم روزی یاد گاریهایشان را به رخ خواهند کشید.

سخنرانی  خطیب روبه اتمام بود .حضار منتظر آغوش گرفتن همدیگر بودند.خلاصه خطبه هم تمام شد.مردم با شوق و حس خاصی همدیگرا در آغوش می گرفتند و می بوسیدندو از همدیگر حلالیت می طلبیدند.این روز چقدر بزرگ بود بزرگا برای بوسیدن کوچکترها خم می شدند و کوچکترها هم به نشانه ی احترام به اونها روی پیشانی آنها می بوسیدند.شعله های  کینه و نا خوشیها همون لحظه ها خاموش می شدند و به تاریخ می پیوستند.امیدوارم همیشه خاموش باشند.کینه های قدیمی و دلخوری ها به بهونه همین روز  جای خودشان رو به خنده و شادی می دادند.

آمپر خوشحالی  همه بالا زده بود.

بعضی ها  غرق اشک خوشحالی بودند و بعضی ها هم به یاد دوستان یا فرزندان از دست رفته شون.اشکاشون جاری می شد ولی همه در خوشحالی نقطه ی اشتراک داشتند.بی شک خداوند هم از این روز لذت می برد چون خداوند مهربان است و مهربانی را در میان بندگانش دوست دارد.

کم کم مسجد خالی می شد .مردم بعد از یک ماه روزه  داری ، تو اون روز خوردن و آشامیدن براشون دیگه مجاز شده بود.از نظر پزشکی صد در صد معده ها تعجب میکردند.البته بعضی برای اینکه مریض نشوند یا به (قول ما هشنیزی ها ترش نکنند )صبح از یک داروی محلی که از گیاه سربرزه درست میشود به نام درمو استفاد می کردند

دیگر نزدیک ظهر بود و الان نوبت دختر خانمهای روستا بود که این کار را در خانه های دوستانشون ادامه بدهند.

روز جمعه ۱۹شهریور 138۹ خورشیدی مصادف با عید سعید فطر۱۴۳۱ .

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 89/06/19 و ساعت 16:0 |

فرهنگ مجموعه ای از باورها و بینشها و دیدگاههای افراد و گروههای انسانی است که با گذشت زمان و ایجاد شرایط و موقعیت های جدید مستعد تغییر است. در این عرصه پیچیدگی فرهنگها و تفاوت آنها و همچنین پیشرفت تکنولوژی متاثر شدن فرهنگ های ضعیف از فرهنگ های غالب را موجب شده است.

جامعه کوشکنار و به صورت عمومی جامعه ی منطقه پارسیان با گذر زمان همانند دیگر جوامع بالطبع دستخوش تغییراتی در فرهنگ شده است ، که این تغییرات به تدریج اعمال شده است . حال سوالاتی را می توان مطرح کرد: آیا با استقرار ناحیه صنعتی وهجوم خیل نیروی انسانی از مناطق مختلف با عقاید و باورهای مختلف ، می بایست تغییرات فرهنگ با همین سرعت را انتظار داشت ؟ این تغییرات مفید است یا مضر ؟ این تغییرات مبادله فرهنگی۱ است یا تهاجم فرهنگی۲ ؟

با توجه به قرائن موجود ، واضح است تغییرات فرهنگ با سرعت بیشتری اتفاق خواهد افتاد.اما هیچ فرهنگی به طور مطلق خوب یا بد نیست. فرهنگ جوامع مختلف شامل نقاط قوت (خوبی ها ) و نقاط ضعف ( بدی ها ) است که در صورت انتقال به فرهنگ های دیگر تحت عنوان محاسن پذیرفته می شود و یا به صورت عوامل مضر ناپسند تعریف و دفع می شود. بنابراین می توان فرهنگ مناسب را از جامعه غالب پذیرفت و با عوامل منفی مقابله کرد.

اما تشخیص محاسن و مضرات فرهنگ غالب و نتیجه ی آن پذیرش و دفع مضرات آن ، وجود سیستمی قوی بدین منظور را می طلبد. سیستمی که قادر باشد عملیات فیلترینگ در این زمینه را به خوبی انجام دهد . این سیستم می تواند متشکل از افرادی آگاه و خبره باشد که فرهنگ ها را آسیب شناسی کرده  و مشکلات مربوط به انتقال را درک کند و همچنین جامعه را حائز اهمیت بداند.

تاریخ منطقه بیانگر این موضوع است که با مستقر شدن شرکت های صنعتی بزرگ و ورود فرهنگ های متفاوت ، جامعه متاثر از این فرهنگ ها ( با توجه به عدم وجود بستر مناسب و شرایط پذیرش فرهنگ جدید ) دچار نوعی سردرگمی فرهنگی می شود.(جامعه ی عسلویه و بحرانهای فرهنگی آن را می توان مثال زد). ضررهای غیر قابل جبرانی که بواسطه ناآگاهی جامعه و اعجاز مسئولان از رفع آن منجر به مرگ فرهنگی جامعه می شود.

اگر جامعه ی کم آگاه را کودکی خام تصور کنید ، واضح است که چنانچه کودک خام به شرایطی دشوار دچار شود ، عکس العملی جز ترس و وحشت و اعجاز از رفع معضل از خود نشان نمی دهد، در حالی که کودک با آموزش و حمایت افرادی قوی خود را شخصی توانا در میابد که می تواند بر مسائل و مشکلات غلبه کند.

بنابراین با بستر سازی مناسب و آگاه کردن افراد جامعه ، شناخت و پیش بینی مشکلات ، می توان ارتقای فرهنگ را تضمین کرد و در یک کلام ، آگاهی به مثابه واکسنی است که می تواند جامعه را در مقابل مشکلات متعدد  مقاوم نماید.

جامعه ی هشنیز(****) افرادی با سواد و خبره در هر زمینه ای را در خود جای داده است که پتانسیل انجام چنین کارهای بزرگ فرهنگی را دارا هستند ؛ کافی است این پتانسیل ها کشف شوند و سازماندهی شوند و این امر نیازمند همت مسئولان و بزرگان در جهت شناخت اینگونه افراد است.

امید است تک تک افراد جامعه خود را مسئول و متعهد در حفظ ارزش های فرهنگی و ارتقاء فرهنگ بدانند.


 

۱ )مبادله فرهنگی :انتقال معانی فرهنگی به طور ارادی و گاه با برنامه ریزی فرهنگی است؛ چنان که هر نظام فرهنگی عناصری از فرهنگ‌های دیگر را می‌پذیرد. این مبادله، در حوزه‌هایی انجام می‌پذیرد که هر نظام فرهنگی آن را مجاز می‌شمارد. این انتقال فرهنگ، دوطرفه است؛ به این معنی که در آن ارزش ها و هنجارها رد و بدل می‌شوند.

۲ )تهاجم فرهنگی : انتقال معانی میان نظام‌های فرهنگی بدون رضایت دوطرفه است. به عبارت دیگر، اگر یک نظام فرهنگی، ارزش‌های خود را با استفاده از قدرت بر نظام دیگری تحمیل کند، تهاجم فرهنگی صورت می‌گیرد. برخلاف مبادله فرهنگی که در آن نظام‌ها توسعه یافته و تغییرات را برمی‌تابند؛ در تهاجم فرهنگی، ارزش‌های اصلی هر نظام مورد تردید قرار می‌گیرد و به مرور زمان نظام‌های ارزشی و فرهنگی از بین می‌روند.

                                                 نویسنده: محمد نور مبارکی www.majet.blogfa.com                 

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 89/04/26 و ساعت 12:55 |

 

فعاليتهاي شوراي اسلامي  ودهياري دوره سوم روستاي هشنيز از ابتدا تا كنون

۱-نصب لامپ در فلكه با هزينه شورا ودهياري به مبلغ يكصد وده هزار تومان

۲-كسب موافقت مسئولين اداره راه و ترابري  براي تغيير ضخامت اسفالت جاده ورودي روستا  از 5سانتيمتر به 7سانتيمتر (با پيگيري از مكاتبه ومذاكره با مسؤلين مربوطه)

برای اطلاع از بقیه فعالیت ها  (اینجا کلیک) کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 88/10/18 و ساعت 14:57 |

بارش تگرگ در هشنیز که در هفتاد سال گزشته بی سابقه بوده است باعث خرابی مزارع گندم شده ام در عوض باعث پر شدن آب انبارها و سد میلون شده بود برای مشاهد این تصاویر ( اینجا کلیک) کنید

روز جمعه یکی از مهمترین روزهای هفته است که در آن آیین نماز جمعه برگزار می شود و مردم روستا همگی در یک مسجد جمع می شوند و علاوه بر بجا اوردن فریضه خود با هم دیگر ملاقات می کنند که برای مشاهده تصاویر آن( اینجا کلیک) کنید

در هشنیز فوتبال یکی از محبوبترین ورزش هاست که به ورزش اول ده تبدیل شده است تا کنون توانسته است افتخاراتی نیز بری روستا به همراه بیاورند برای مشاهد تصایز این ورزشکاران (اینجا کلیک) کنید

هشنیزی ها همیشه در صحنه حاضرند و به مرحله رسیده اند که همیشه در صحنه باشند برای مشاهده این تصاویر ( اینجا کلیک) کنید

مردان هشنیز آکنده از مردانگی و شجاع هستند که با صداقت و راستی خود پیشرفت هشنیز را حاصل نموده اند که برای مشاهد تصاویر تعداد اندکی از آنان (اینجا کلیک) کنید

در روستای هشنیز سالن ورزش در حال ساخت می باشد که در اولین قدم پیمان کار با شروع خاک ریزی در پی آن کار خود را آغاز کرد برای دیدن این تصاویر (اینجا کلیک) کنید

در هشنیز گروه های مختلف متناسب با مقتضیات مراسم ها و برنامه های خاصی را اجرا می کنند که برای مشاهده تصاویری از این مراسم ها  (اینجا کلیک) کنید

مجموع ورزشی فرهنگی توحید هشنیز با حضور مسولان ورزش استان افتتاح شده  برای مشاهده این تصاویر ( اینجا کلیک) کنید

 

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 88/08/02 و ساعت 11:27 |
 

   گونه(gevena )

  مواد لازم: پياز- گوجه فرنگي- روغن- ادويه- گندم آسياب شده

  طرز تهيه: پياز رادر روغن سرخ كرده وگوجه فرنگي تكه تكه شده را به آن افزوده وتفت ميدهيم سپس مقداري ماهي كيلكاي له شده كه به آن سوري  ميگويند اضافه كرده وآب را نيز مي افزاييم پس از جوش خوردن آب گندم آسياب شده را اضافه كرده وروي حرارت ملايم ميگذاريم وده دقيقه ده دقيقه با ته قاشق به طوري كه گندم ها به هم نچسبد آنرا هم ميزنيم تا گندم ها حسابي از هم باز شود.

براي خوشمزه تر شدن آن نيز از پياز داغ استفاده ميشود.

رشتکو(reshtaku )

رشتكوغذاي خوشمزه ي محلي

نوع اول

  مواد لازم: پياز- روغن- گوجه فرنگي- ماهی ریز شده- رب- سيب زميني وادويه

  تهيه مواد داخل Reshtaku: پياز را در روغن سرخ كرده وگوجه تكه تكه شده و ماهي ریزشده را افزوده وتفت ميدهيم سپس سيب زميني تكه تكه شده را افزوده و رب وادويه را نيز اضافه كرده وتفت ميدهيم.

تهيه ي رشته ي Reshtaku: آرد را خمير كرده به طوري كه خمير بايد سفت باشد تا نان هايي كه پهن ميكنيم صاف شود پس از اين كه نان ها مقداري خشك شد آن را به قطعات مناسب تقسيم كرده ودر دستگاه مخصوص رشته رشته ميكنند ودر آفتاب خشك ميكنند پس از خشك كردن آن را روي تابه ي داغ تفت ميدهند تا طعم خامي آرد از بين برود.

تهيه ي Reshtaku: ابتدا آب ونمك را ميجوشانند سپس رشته ي Reshtaku را به آن اضافه ميكنند(برخي افراد مقداري برنج را نيزمي افزايند)پس از آبكش كردن مقداري از آن را در قابلمه ريخته ومواد تهيه شده را افزوده سپس بقيه ي آن را اضافه ميكنند.

البته برخي اين غذا را بدون مواد داخل آن وبه صورت دم پختك ويا با سالاد مصرف ميكنند.

نوع دوم

Reshtaku با عدس سبز: آب را در قابلمه ريخته وروي حرارت گذاشته و گوجه ها را به تكه هاي بزرگ تقسيم كرده ودر آب ريخته تا نرم شود سپس عدس نيم پز شده را افزوده و ادويه را نيز اضافه ميكنند زماني كه به جوش آمد رشته ي Reshtaku از نوع بزرگتر آن را اضافه كرده وروي حرارت ملايم گذاشته تا رشته وآب به صورت لعاب در آيد وخوب عدس آن پخته شود پس از آماده شدن پياز داغ را نيز اضافه ميكنند.

شلک سور(sholak sour )  

مواد لازم : پياز- روغن- ماهی ریز شده- ادويه- ليمو خشك- رب و گندم الك شده

طرز تهيه: پياز را در روغن سرخ كرده  و ماهی ریز شده  و ادويه ورب وليمو خشك را افزوده وتفت ميدهيم سپس آب را مي افزاييم  و پس از جوش خوردن گندم الك شده را اضافه ميكنيم وبر روي حرارت ملايم گذاشته وپس از آماده شدن از پياز داغ استفاده ميكنند.

برخي اين غذا را بدون ماهی ریز شده  نيز تهيه ميكنند.

شلک شرن(sholak sheren )

مواد لازم: خرما- آرد- زنجبيل- روغن  

طرز تهيه: ابتدا خرما و آب را جوشانده و آن را در كيسه ي پارچه اي ريخته تا آب آن گرفته شود سپس آب خرما را در قابلمه ريخته و اندك اندك آرد را  اضافه  كرده ومدام هم ميزنند تا زماني كه كمي سفت وآماده شود سپس زنجبيل را نيز اضافه ميكنند براي خوشمزه تر شدن آن هنگام مصرف از روغن(روغن گاو) استفاده ميشود.

                                                             ارسال شده توسط یک دوست خوب

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 88/06/04 و ساعت 22:15 |

 

خوشا هشنیز خوشا گشتُ وگزارَش           خوشا همصُحبَتی اهل دیارش 

زِ حَد کملخی تا میلون دور                         گلستان می شود فصل بهارش 

خَشِن فصل بهار و موسم گل                      کسی کِشهِن مهری از دیارش

خَشِن آب و هواش كز راه باران                    پُرِن بركه پرن آن چاه هايش

اگر روزي به برند پا گذاري                           تو را حيران كند آن آبشارش

ده ما ريشه در تاريخ دارد                           بسي آثار دارد در كنارش

مثال قلعه كهنه و ديلو                               دگر آثاري از بركه هايش

جوانانش غيور و اهل دانش                        به دانشگاه بود جايگاهش

برای حفظ و عمرانش بکوشید                    تمام هستی ام بادا نثارش

                                                                                         خزعل باغبان

---------------------------------------------------------------------------------------

لغات:

كملخي :نام مكاني

بُرند:ازجاذبه هاي ديدني روستاي هشنيز

ديلو:چاه قلعه

كشهن: كه دارد     کسی کِشهِن :كسي كه دارد

خَشِن:خوش است

پُرِن :پر است

شما هم مي توانيد اشعار، مقالات،عكس ها و... خود را در مورد روستاي هشنيز به يكي از اعضاي گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله تحويل دهيد تا به اسم خودتان در وبلاگ يا سايت ثبت شود.

 

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 88/05/02 و ساعت 6:3 |

جای بعضی ها خالی ظهر جمعه ی دوهفته پیش هشنیز سفید پوش بود.

آنچنان تگرگی باریده بود که به قول بعضی از بزرگان این بارش بي سابقه ترين تگرگ روستاي هشنيز در

70 سال اخیر بوده است.

مردم هشنیز در آن روز چه شور حالی داشتند یکی آدم برفی درست می کرد و دیگری با دوستانش

مشغول گرفتن عکس وفیلم بود.بعضی ها هم با بیل تگرگهای منزلشون را جمع میکردند و...

خلاصتا که در چند خط نمی توان وصف کرد برای مشاهد این تصاویر ( اینجا کلیک) کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 88/01/20 و ساعت 13:49 |

جنگ بوچیر وهشنیز

امیر ووزیری برفتند شتاب                   به سیرتماشای انبار آب

دم لحظه ای چون که غافل شدند        در انبوه لشکر مقابل شدند

بیاییم هشنیز تالون کنیم                   شترها زبارش حمالون کنیم

که دشت و بیابون پراز خون کنیم        جوانش به صید شکارون کنیم

که نام خدا را به یاد آورم                   که وصف دلیران به کارآورم

روم درمقام به سمت عرب                که خیل سپاه وسوار آورم

بوچیر ومقامت بگیرم به زور               جوانت کنم غرق دریای شور

به پای پیاده برفتیم بوچیر                 به نزدیک آن شیخ علی قلعه گیر

که بود آن نوجوان کماندار سخت        بزد تیر اول به پهلوی اسب

که اسب برزید وجوان بالای اسب      بخورد بر زمینش با تاج وتخت

که یا الله یا الله سلامت شوند            که دور از بلا وملامت شوند

جوابش براده به نطق وزبان               منم هشنیزی وهمه پهلوان

زمین غلغله وجهان گشته تار             که دنیا بجنبد به سم سوار

زمین غلغله وجهان گشته تنگ           که دنیا بجنبد به صورت تفنگ

بپرسیدند احوال لشکر چه شد          که احوال شیخ های لشکر چه شد

پریدند پریدندهر تََی یه جا                  برادر نداند برادر کجا

ندیده کسی ونه شنیده کس            چنین پهلوانی که هشنیزهست

چنین پهلوان و یل پر هنر                  نگردد زمیدان زپانصد نفر

که این پهلوان است زآل نصور            بود زرّیه ی او بهرام گور    

چنین نکته گویی سنایی بود             که در گفتنش، ُدر، بهایی بود

چنین مرد دانا وشیرین کلام              به هشنیز باشد بلادش مقام

هزاران درود هزاران سلام                 زما بر محمد علیه السلام

                                      شاعر: محمد حسن محم عالی   

آنچه از بوچیر می دانیم :

بوچیر روستائی است بسیار قدیمی وتاریخی ، پیشینهٔ این روستا به پیش از اسلام می‌رسد و این ده در آنزمان زرتشتی‌نشین یا (گبر) نشین بوده‌است. «بوچیر» در دوران گذشته مقر فرمانروایان «قبیله آلحمادی» بوده‌است. بنی حماد (الحمادیون) یا (الحمیدیون) در اصل از ساکنان نجد از بطن «جذام» هستند. شاخه‌ای از این قبیله در سال ۹۹۰ هجری قمری از نجد به منطقهٔ «العدید» در جنوب شرقی قطر منتقل شدند ودر آنجا مستقر شدند. بعد از سپری نمودن ۲۰ سال در منطقه مذکوره، در سال ۱۰۱۰ هجری قمری ودر اثر کمبود آب به بر فارس در منطقهٔ شیبکوه منتقل شدند ودر مکانی بنام (الأبدیت) ساکن شدند. بعد از مدتی به روستای «بوچیر» نقل مکان نمودند، قلعه بزرگی بنا نمودند ومقر حکم خود قرار دادند، آثار این دژ بزرگ هنوز پابرجا وباقی مانده‌است. «الحمادیون» یا «بنی حماد» تا سال ۱۲۹۸ هجری قمری بر این مناطق حکمران بودند.

       

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 87/11/17 و ساعت 12:9 |

 

 

اسیاب آبی برند

جنگ برند

   شیخ حسن پدر شیخ مسکور که با خان اشکنان مخالف شده بود روزی به هشنیز آمد و گفت بروید ودام های اشکنان را غارت کنید و هشنیزی ها مسلح شدند و به روستایی به نام باریکو رفتند ودام های باریکو را همه به دستور شیخ غارت کردند و سرکوه برند آوردند به حوض نادردان که همان جا چشمه ای از آب بود و حاج علی گفت اینجا بنشینیم و کباب بزنیم و حاجی حسین پدر قاسم گفت: اینجا جای کباب خوردن نیست از کوه که پایین رفتیم کباب می زنیم اما حرف حاجی حسین را قبول نکردند  و به او گفتند تو ترسو هستی و بالاخره همان جا بزی را ذبح کردند و مشغول کباب شدند. حاجی حسین بالای کوه رفت و از همان جا دید که سوار کاران زیادی پیدا هستند و صدا زد بچه ها حرکت کنید که سواران رسیدند . 

تفنگ برنو یکی ار اسلحه های که در این جنگ بکار رفته است

  محمد شمس که به کمانداری معروف بود گفت تیر اول را به سوارکاران می زنم ، تیر اول را زد و سردار لشکر کشته شد و لشکر عقب نشینی کرد . هشنیزی ها که همه سنگر گرفته بودند سنگر را ترک کردند و ایشان را دنبال کردند زیرا این ها همه سوار بودند اسب را دو نفر، دو نفر سوار کردند واز پشت این ها برگشتند و این ها را در وسط قرار دادند و دعوا کردند و 14 نفر از هشنیزی ها و یک اهلی هم با هشنیزی ها کشته شدند و تعداد کمی هم از آن ها کشته شد.و آن ها دام ها را پس گرفتند . پس از شش ماه دیگر یکی از فامیل همان اهلی به هشنیز آمد که همان سوارکاران که هشنیزی ها را کشتند  ُترک بوده اند و در روستایی به نام کدیو نشسته اند و من جای آن ها را بلد هستم . حاج علی تصمیم گرفت که باید به کدیو برویم و آن ها را از بین ببریم عده ی زیادی از مردم هشنیز به کدیو رفتند و وقتی به کدیو رسیدند ترک های قاتل از کدیو رفته بودندو حاجی حسین پدر قاسم گفت حالا که آن ها رفته اند برمی گردیم اما حاج علی قبول نکرد و گفت این ها که مانده اند با آن ها همدست بوده اند و با تیر آن ها را زدند ومرد و زن و بچه های آن ها را به قتل رساندند و تقریبا 70 نفر را قتل عام کردندو دام هایشان را با هشنیز آوردند. نا گفته نماند که آن 14 نفر که در مرحله ی اول کشته شدند به هشنیز آوردند وبرای اولین بار در قبرستان شمالی دفن کردند و از آن به بعد نام آن را قبرستان نو گذاشتند.

تمامی تصاویر این بخش  فقط جنبه آرشیوی دارد و هیچ گونه ارتباطی با موضوع متن ندارد

                                                                   ارسال شده توسط عبدالستار زارع پور

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 87/10/22 و ساعت 19:8 |

 

 

حج یکی از بزرگترین شعائردینی مسلمانان است که همه ساله مسلمین از تمام جهان برای انجام این فریضه به سرزمین وحی می روند.

ازیکی پرسدیم که قدیما مردم چطور به حج میرفتند گفت: در آن زمان هر کس نمی توانست حج برود چون اگر حج می رفت کسی نبود از اموال او محافظت کند و یا کسی نبود خرج زن و بچه هایش را بدهد 

شخص قبل از اینکه به حج می رفتن حداقل خرج یک سال زندگی خانواده اش ...................

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 87/09/03 و ساعت 13:26 |

              بود هشنیز جای با صفایی                                           که دارد مردمان با وفایی

**********************************************************************

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 87/09/01 و ساعت 16:2 |

مسجد جامع جدید

روستای هشنیز در حال حاضر دارای سه مسجد می باشد که هر کدام بنا به موقعیت و نیاز ده ساخته شده اند که مسجدی که در سمت شرق ده دارد و به نام مسجد علی ابن ابی طالب می باشد و مردم آن را به نام مسجد کوشی(koushi)می شناسند که مدت زیادی از باز سازی آن نمی گزرد مسجد دیگر که در وسط ده قرار دارد که مسجد جامع قدیم نام دارد و آن را به نام مسجد وسطی می شناسند و دیگر مسجد جامع جدید که به نام علیا بنت خلفان السویدی می شناسند.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 87/05/18 و ساعت 8:50 |

کلات قلعه در حدود 50 سال پیش

کنار ده بود یک کوه پاره                        که سر برده به نزدیک ستاره

سر آن کوه یک قلعه به پا هست            که اثاری از اجداد ما هست

بنای قلعه از سنگ است و از گل             برای دیدن آن می کشد دل

میان قلعه چاهی نام دول آب                 که هم چون آب بارانش بود آب

این بار در مورد یکی از مهمترین مکان روستا در قدیم می خواهم بنویسم و آن هم دژ محکمی است در مقابل دشمنان که به آن کلات قلعه می گویند

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 87/03/21 و ساعت 7:12 |

اشتباه نگيريد اين چاه نقت نيست بلكه تنور روشن است

تنور که در زبان محلی به آن ترن(teren) می گوییند یکی از وسائل پخت نان است که هم اکنون نیز در بین مردم مورد استفاده قرار می گیرد ابتدا در باره ساخت ترن(teren) و انواع آن صحبت می کنیم

ترن(teren) بر دو نوع است گل و ریخی(gel o rikhi) و کلی(kali) (سفالی )

ساخت ترن(teren) و مواد اولیه آن

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 87/02/02 و ساعت 17:10 |

نوروز در هشنيز

نسیم در حالی که روسری شيری رنگ با گلهای کوچک نارنجی بر سر دارد ، و در حالی که پژواک دل انگیز خنده اش فضا را پر کرده ، در حال نواختن نتهای دلنواز موسقی جاودانی خویشتن است . دختر زیبای باران نیز چشم براه است شاید پس از باد نوبت دلبری به او برسد ، تا با همان دلربایی همیشگی ، و در آستانه ی سال نو ، عاشقانه ترین سرودش را از دفتر شعری که تازه از کتابفروشی دلهای عاشقان خریده است ، شباهنگام برایمان زمزمه کند - فرارسیدن سال نو و نوروز باستانی خجسته باد:

عید است ساقیا قدحی پرشراب کن            دور فلک درنگ ندارد شتاب کن

قبل از اینکه بخواهم این بخش را که مربوط به آداب و رسوم مردم هشنیز در ایام نوروز می باشد را شروع کنم

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 86/12/29 و ساعت 23:1 |

دست در دست هم به مهر     ميهن خويش را كنيم آباد

امروز در مورد چیزی می خوام بنویسم که بیشتر یک فرهنگ است نه یک خبر و آن هم، هم صداي و همدلي مردم با هميدگر بود  درست در تاریخ ۱۸/۱۱/۸۶ با شكوه تمام به نمايش در آمد و در هفته منابع طبيعي جناب آقای عبدلی رئیس محترم باشگاه فرهنگی ورزشی توحید هشنیز تعداد ۳۰۰ اصله نهال درخت کنوکارپوس را منابع طبیعی استان هرمزگان دريافت كردند

بقیه را در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 86/12/18 و ساعت 11:28 |

    فلزن بر روي برزه

 

قبل از نوشتن این بخش ابتدا از مادر خودم و در ادامه از تمام مادرانی که با خون جگر بچه هایشان را بزرگ کرده اند تشکر می کنم و از تمامی زحمات آنها سپاس گذارم.

این یک واقعیته ما سهمیه آردمان را می فروشیم  حسابی دلمان برای فلزن(falazen) و خمیر (khemir ) و مرن (meren) تنگ شده مادرامون هم دیگه سنی ازشون گذشته دیگه نمی تونند و دخترخانم ها هم اکثرا بلد نیستند و بقیه هم که بلداند حوصله ندارند دیگه کسی تو خونه اش جایی برای برزه(berza) و ترن(teren) درنظر نمی گیره دیگر مجبوریم نون را از نونوایی بوچیر بخریم اون چند تایی هم که برزه(berza) و ترن(teren) دارند قدیمی هستند و گاهی اوقات

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 86/11/11 و ساعت 14:54 |

 با سلام  امروز درمورد چيزي ميخواهيم بنويسيم كه بايد خيلي وقت پيش اين كار را مي كردم و آن معرفي كساني است كه اين وبلاگ و راه اندازي كرده اند و آنرا روز به روز كامل مي كنند اين وبلاگ كاري از گروه فرهنگي و هنري محمد رسول الله است اين گروه سه عضو دارد كه اعضاي آن بترتيب از راست به چپ آقاي ابوبكر دهقان دانشجوي تبريت معلم و طلبه مدرسه ديني بندرلنگه نفربعد سعيد دهقان دبير فني مكانيك و نفر آخر آقاي عمر دهقان طلبه مدرسه علوم ديني بستك مي باشد كه باهم يك گروه را تشكيل داده ايم

گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله

بقیه را در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 86/10/16 و ساعت 16:46 |

مردم در روز عيد قربان

الله اکبر الله اکبر الله اکبر   لااله الا الله  الله اکبر الله اکبر و لله الحمد 

اینها جملاتی هستند که در صبح روز عید از مساجد به گوش می رسد اما هشنیز همیشه با صدای یک نفر عید را آغاز می کند و انهم

بقیه را در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 86/10/01 و ساعت 8:35 |

                كشاورزي باعث رونق منطقه شده است

باز هم شروع شد انتظار به پایان رسید فصل خوبی است هنوز باران نیامده است گرجه ها رسیده قیمت ها چطوریه آیا تا آخر فصل هیمن جوری میمونه خدا اگاه تره اينها جملاتی هستند که این روزها از هر کشاورزی شنیده می شود دست است

بقیه را در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 86/09/28 و ساعت 13:25 |

بزرگترها هم دل دارند

در این قسمت می خوام در مورد بازیهای بنویسم که بعضی از آنها علاوه بر اینکه بچه ها انجام می دهند بزرگترها نیز انجام می دادند.

لتی(lati)

وسایل بازی عبارت بود از توپی کوچک و چوبی که سر آن تا اندازه ای پهن و کار راکت بيس بال را انجام می داد این بازی بیشتر

بقیه را در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 86/08/27 و ساعت 13:59 |

بچه ها شيريني زندگي

یادش بخیر بچه که بودم وقت بیشتری داشتم عجب بازی های بود اما حالا چی بچه ها تنها شدند نه رفیقی و نه هم بازی بیشتر وفتشان پای کامپیوتر و تلوزیون است

اون مواقع یادمه که قرار می زاشتیم بعد از خوردن شام بچه ها یک جا جمع بشند و گروه گروه  می شدند و شروع به بازی می کردیم اما حالا بعد از شام سریال و تلویزیون نمی زاره که اینجوری بشه مامان و بابا هم بی تقصیر نیستند با خودشون می گن که بچه نباید تو خاک بره کثیف می شه و بعدش ام مریض آخه اینم شد تفریح

از هدف دور نشیم امروز می خوام در باره بازی های محلی که ما بچگی انجام می دادیم بنویسم یکی از بازی های که ما زیاد انجام می دادیم بازی

 بقیه را در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 86/08/06 و ساعت 8:39 |

در گذشته رسم عروسي ثابت بوده يعني همه به يك منوال عروسي را برپا مي كردند ولي در حال حاضر هر كس بنا به ميل و بضاعت خود مراسم را برپا مي كند و به همين خاطر نمي توان مراسم فعلي را توضيح داد. 

ازداواج در قديم بيشتر بين افراد فاميل صورت مي گرفت و درختر و پسر هيچ نقشي در انتخاب همسر آينده خود نداشتند چون خانواده ها بجاي آنها تصميم مي گرفتند بعضي ها از همان خورد سالي به اسم همديگر مي شدند.

مراسم عقد بسيار رسمي و تشريفاتي برگزار مي شد يك روز فبل از عقد يك زن را به دنبال زنان ده براي دعوت به عروسي مي فرستادند كه به زن گردون مشهور بود.

بقیه را در ادامه مطلب ببینید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 86/06/31 و ساعت 17:2 |
 

در حدود ۶۰۰ الی ۷۰۰ سال پیش این روستا با چند خانواده که هشم نشین بودند تشکیل شد و کم کم در آنجا خانه های از خشت و گل ساختند و زندگی خود را شروع کردند که پس از مدتی زلزله هولناکی خانه های آنها را ویران کرد و به همین دلیل تغییر مکان دادند و در دامنه کوه هشنیر (مکان فعلی) شروع به زندگی کردند . در حال حاضر آن جای قبلی تبدیل به زمین زراعی شده است و تنها آثاری از قبرستان آن باقی مانده است که به آن محل دهقانه(dehghane) می گویند.

اما اینکه هشنیز چگونه هشنیز نام گرفته داستان های متفاوتی است که به دو تای آن اشاره می کنم   اول آنکه این روستا بخاطر دام زیادی که نسبت به روستاهای اطراف داشته و از موقعیت بهتری برخوردار بوده آن را هشم نشین(hasham neshin ) نام نهاده اند که به مرور زمان واج آرایی شده و به هشنیز(heshniz) تبدیل شده است.

دوم آنکه در زمان قدیم در تمام روستاهای اطراف هش(hesh ) که به فارسی به آن شپش(shepesh) می گویند و نوعی بیماری محسوب می شود و در اثر آلودگی بوجود می آید وجود داشته اما روستای هشنیز از این امر مبرا بود است به همین دلیل به آن هشنیست(heshnist ) می گفتند که به مرور زمان واج آرایی شده و تبدیل به هشنیز(heshniz)شده است و الله اعلم

                                            برگرفته از جزوه روستای هشنیز به قلم خانم نورا قانعی جامعه شناس

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 86/06/21 و ساعت 19:40 |

مطصفي رحيمي

پس ار پايان مهلت مسابقه و بررسي مطالب ارسالي آقاي مصطفي رحيمي با شعر زير برنده مسابقه شدند و از ايشان در مراسمي كه به منظور افتتاح كانون جوان آزاد برگزار خواهد شد تقدبر به عمل خواهد آمد.

به نام آنکه عالم کرد ایجاد                   زمین گسترد و رویش کوه بنهاد

همه دنیا به حکمت آفریده                    درونش پر زصنعت آفریده

بجای رود آب وچشمه ساری                 بجای کرده گاز و نفت جاری

بجای کوه سر بر آسمان است                بجای آب و دریا بی کران است

به حکمت کرده خلقت این خلایق            به هر کس داده آنچه بود لایق

به هر قوم و گروهی سرزمین داد             به ما هشنیز پاک و دلنشین داد

در این جا جزوه آرم به تالیف                    که تا بنمایم از هشنیز تعریفچ

بود هشنیز جای باصفایی                        که دارد مردمان باوفایی

بقیه اشعار را در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 86/06/02 و ساعت 15:13 |

 

مگو هشنيز بگو مازندرانن                زن و مردش همه شیرین زبانن

در جواب يكي از بازديك كنندگان بيان داشتند كه

مرا هشنيز از مازندران به                     وجب خاكيش از كل جهان به
يكايك سرزمين ها متر كردم               نديدم جايي از اين كهكشان به

اما از آقاي شيخ علي رحيمي بخاطر كمك هاي معنوي و مادي ايشان در بهبود وبلاگ تشكر كرده و ايشان قول دادند كه بزودي يك سايت براي روستا راه اندازي كنند

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگي هنري محمد رسول الله در 86/05/29 و ساعت 9:56 |


Powered By
BLOGFA.COM


WebGozar.com Counter code -->